اسماعيل ناظم
62
طب و طبيعت ( فارسى )
باشد ، سر [ را ] گرم دارند و آب بسيار گرم بر سر ريزند و اگر به تعريق حاجت بود ، آب گرم پيش او نهند و به ردايى درپوشند بيمار را [ و ] به معه ظرف آب و عرق را به منشفه خشك همى كند تا بيشتر برآيد . و اگر محتاج به قى بود ، قى فرمايند و اگر حاجت به تليين داشته باشد ، تليين طبع نمايند و اگر مفتقر به ادرار باشد ، مدرّات خورانند چنانچه در صداع بحرانى به تفصيل گفته شد . و همچنان هر استفراغ بحرانى كه مفرط شود و خوف ضعف افتد ، مخالف طبيعت بايد دانست و حبس او بايد كرد . و هيچ استفراغ بحرانى را بىضرورت نبايد بست » . « 1 » عقيلى نيز چنين مىنگارد : « و اگر اندفاع خلط از دفع طبيعت است ، دليل و شاهد آن ، راحت يافتن از عقب آن است » . « 2 » اين روشها ، بسيار زياد است كه ما در اينجا به امهات اين روشها مىپردازيم . آنچه در ادامه بيان مىكنيم بعضى از اين شيوههاست . الف - پاشويه : گفته شد كه يكى از روشهاى طبيعى ، ريختن ماده از دماغ به اعضاى پستتر از خود است . ما از همين روش در درمان امراض دماغى بهره مىبريم ؛ به اينگونه كه پاها را در آب گرم نهاده و مالش مىدهيم و اين امر ، در اكثر سر دردها مفيد است . ب - فصد و حجامت : اين دو روش ، از همان دفع خون اضافه يا فاسد توسط طبيعت - از راههايى چون خونريزى از بينى ، ريهها و حيض زنان - اخذ شده است كه توسط اطباء بازسازى شده و به اينگونهء مصنوعى ايجاد مىشود . و لذا اطبّاء براى درمان تمام امراضى كه از كثرت خون باشند ، اولين دستورشان فصد كردن است . « 3 » و ابن سينا در كثرت حيض زنان كه پرخونى ايشان باشد ، مىگويد : اگر فصد كنند ، همين كار دفع خون
--> ( 1 ) . ؟ ؟ ؟ ( 2 ) . خلاصة الحكمة ، ص 784 . ( 3 ) . اكسير اعظم ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 188 .